تبليغاتX
رنگ از رخ تمام قلم ها پريده است


دست مرا بگیر و دلم را تکان بده

یعنی کمی به هیکل این مرده جان بده

 

تا وا شود کمی یخ این جان منجمد

در زیر زلف خویش مرا آشیان بده

 

تا وا شود دوباره کمی چشم وگوش من

از پشت پرده گوشه­ی چشمی نشان بده

 

تاریک مانده­ام کف این دخمه­ی­ نمور

از گوشه­ی دریچه کمی آسمان بده

 

یخ می­زند صدای من از سوز این سکوت

حرفی بزن دوباره تنم را توان بده

 

شاید دوباره زنده شد این مرد منجمد

یک بوسه ­اش از آن لب معجز­نشان بده

 

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 23:53 توسط كاووس حسن لي |